محرم 1393

8 روز از محرم امام حسین سال 93 هم تموم شد و فردا تاسوعای امام حسین(ع) هستش

امسال تا چند روز اول که هیئت نمیرفتیم و تا اینکه پنجشنبه مهرداد اومد و باهمدیگه رفتیم هیئت پانهو . یادم نبودبگم که این اولین محرمی هست که با مهرداد میرم هیئت و یجورایی اولین محرم زندگی دونفرمونه

روز پنجشنبه(8/8/93) مهرداد رفته بود ماموریت از ساعت 2 تا ساعت 7 گوشیش آنتن نمیداد

تا اینکه دیگه خودش ساعت 8 دیدم با یه دسته گل لیلیوم اومده جلوم

خیلی خوشحال شدم و همینجور مونده بودم گریه کنم یا خنده

ماموریتی که رفته بودن اون قسمت داشتن دکل مخابراتی رو عوض میکردم و همراه اول آنتن نداشت بخاطر همین در دسترس نبود

مهردادهم که خودش بیقرارتر بود یکیو گذاشت جای خودشو و بالاخره خودشو رسوند و منو خوشحال کرد

جمعه(9/8/93) با مهرداد و آبجی ساعت 9 صبح رفتیم لب دریا صبحانه خوردیم و اونم یه صبحانه ی توپ

بعدش دیگه زنگ زد به دوستش اسی و اومد و همگی باهم بازی کردیم

بازی والیبال اونم توی شن های ساحل

دیگه حسابی خسته شده بودیم و بعدش هم رفتیم توی آب

دریا خیلی پایین بود ولی رفتیم همگی تا اون دوردورا

ساعت 3 اومدیم و خونه و مهرداد کوکوسبزی درست کرد و خوردیم

من یکی که خیلی خسته شده بودم

بعدشم با علی و حجت پسرعموهای مهرداد رفتیم بازار چون حجت میخواست گوشی بخره

از اونوم یه سر رفتیم و هیئت و اومدیم خونه

مهرداد ساعت 11.30 رفت خونه ی داداشش و منم گرفتم خوابیدم و صبحش ساعت 8 از خواب پاشدم و مهرداد منو رسوند اداره

شنبه هوای ابری و دونفره ای بود ولی مهرداد میخواست بره

بهش گفتم دوست دارم ناهار بریم بیرون لب دریا بخوریم و اونم با دل و جون قبول کرد

رفت خونه خوراک میگو درست کرد و اومد دنبالم ودوتایی رفتیم توی هوای ابری و دونفره ی توپ یه ناهار توپی هم خوردیم

مرسی عشقم بابت همه چی

بعد از ناهار رفتیم علی و حجت و برداشتیم و منو رسوندن خونه و 3 تایی رفتن شهرشون

اگه خدا بخواد قراره امروز بریم پیش مهربون مهردادم

خدا ممنونم

عزاداریهاتون قبول باشه

التماس دعا

 

/ 2 نظر / 11 بازدید
مهسا

سلام ارزومند ارزوهاي زيبايتان اميدوارم در راه عشق پيروز باشيد